next
Read Book فصلنامه اشارات - شماره 78
Book Index
Book Information


Favoured:
0

Download Book


Visit Home Page Book

فصلنامه اشارات - شماره 78

مشخصات کتاب

اشارات78

سردبیر: سیدعلی حسینی ایمنی

ماهنامه ادبی مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما / کد: 938 / آبان 1384

سردبیر: سیدعلی حسینی ایمنی دبیر تحریریه: مریم سقلاطونی

مشاور علمی: احمد امامی حروف نگار: مرتضی صابری صفحه آرا: محمد نادری

نسخه پرداز: خانم احدی لیتوگرافی: سروش مهر چاپ: امیران

با آثاری از

آقایان: حسین هدایتی، سیدمحمود طاهری، محمدکاظم بدرالدین، عباس محمدی،

سیدحسین ذاکرزاده، روزبه فروتن پی، علی خالقی، محمدجواد دژم، حمزه کریم خانی،

روح الله شمشیری، حسین امیری، حمید باقریان، مهدی خویی

خانم ها: حمیده رضایی، خدیجه پنجی، معصومه داوودآبادی، نزهت بادی، عاطفه خرمی،

باران رضایی، حورا طوسی، طیبه تقی زاده، نسرین رامادان، عاطفه سادات موسوی،

اکرم سادات هاشمی پور، فاطمه حیدری، شکیباسادات جوهری، اسماء آقابیگی، اعظم جودی

نشانی

قم - بلوار امین - مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما

ص پ 3133 - 37185 - تلفن: 2910602 - دورنگار: 2933866

تلفن دفتر مجله: 2919671-0251 - داخلی 134

تهران: خ ولیعصر - جام جم - ساختمان شهید رهبر (رفاه) - طبقه دوم

تلفن: 2014738 - 2165494 دورنگار: 2165443

زمزمه های آسمانی

دریچه های محبت/حمیده رضایی

آسمانم سخت بارانی ست. مثل ابری فشرده در خویش فرو می ریزم، از اعماق ویرانم.

طلوع شب، مرا به یاد خویش می اندازد. شب غلیظ بر تنم پیچیده است. لحظه لحظه از خورشید دور شده ام. بی تاب و با لباسی سوخته بر برکه های رسیدن چشم دوخته ام؛ اگرچه تنها، اگرچه تاریک؛ گویی کسی از درون مرا به مصادر نور می کشاند؛ کشان کشان بر سنگلاخ جنون تا مقصد کبریایی نزدیک.

پرورگارا! بی نظر عنایت تو، خورشید فردا را هم بر این تاریکی انبوه پیچیده بر تنم راهی نیست. عجیب به تکیه گاه مهربان ات دلخوش کرده ام؛ خدایا، مرا دریاب و از این سیاهی دژخیم وارهان! این بنده عاصی بیگانه با خویش، با آغوشی آرزومند تو را می جوید و بر درگاهت شرمگین ایستاده است و چشم در چشم جبروت دوخته است؛ مباد از بارش بی دریغ لطف تو بی نصیبی!

خدایا! هرچه کرده ام جز ستم بر خویش نبوده است؛ ستمی که این گونه بی محابا بر پیکرم می کوبد. به رغم این همه گناه، جز بر دریچه های محبت تو چشم نخواهم دوخت.

«بک استجیر یا ذالعفو و الرضوان من الظلم و العدوان».

شب از شانه های خسته و آواره ام فرو ریخته است.

ایستاده ام و دست انابت به امید اجابت برداشته ام. این صدای من است؛ صدای هیاهوی بی وقفه از گلویی گداخته - گلویی که طاقتش تمام زنجیرهای چاره اش را گسسته - کسی که

ص:1

1 to 159