next
مطالعه کتاب تیشه های اشک ( مجموعه اشعار آئینی و مداحی ویژه ایام فاطمیه علیها السلام )
فهرست کتاب
مشخصات کتاب


مورد علاقه:
0

دانلود کتاب


مشاهده صفحه کامل دانلود

تیشه های اشک 1(مجموعه اشعار آئینی و مداحی ویژه ایام فاطمیه)

مشخصات کتاب

تیشه های اشک

(مجموعه اشعار آئینی و مداحی ویژه ایام فاطمیه)

گردآوری: غلامرضا گرمابدری

ناشر: پایگاه تخصصی اشعار آئینی و مداحی

www. tishehayeashk. parsiblog. com

تلفن تماس: 09102308145

موضوع : شعر - حضرت زهرا (س)

1 - مدح

وقتی گدای فاطمه بودن برای ماست

وقتی گدای فاطمه بودن برای ماست

احساس می کنیم که دو عالم گدای ماست

با گریه بهر فاطمه آدم عزیز است

این گریه خانه نیست که دولت سرای ماست

اینجا به ما حسین حسین وحی می شود

پیغمبریم و مجلس زهرا حرای ماست

سلمان شدن نتیجه همسایگی اوست

زهرا برای سیر کمال ولای ماست

تنها وسیله ای که نخش هم شفاعت است

چادر نماز مادر ارباب های ماست

باران به خاطر نوه ی فضه می رسد

ما خادمیم و ابر کرم در دعای ماست

فرموده اند داخل آتش نمیشویم

فردا اگر شفاعت زهرا برای ماست

***علی اکبر لطیفیان***

ای راز آسمانی خورشید مرتبت

ای راز آسمانی خورشید مرتبت

گیسو به هم مریز إذا الشمسُ کوّرت

ای بی کرانه، ای پر از ابهام، ای بزرگ

دریا صفت، کویر صفت، آسمان صفت

هنگامه ی بهار جهان با تو دیدنی ست

بی تو نه من، نه عشق، نه دنیا، نه آخرت

گیسوی تو قیامت کبریست مهربان

چشمان تو نهایت دنیاست عاقبت

بر من که می رسی کمی آهسته تر برو

دستم نمی رسد به بلندای دامنت

***مهدی جهاندار***

مرا به خانه زهرای مهربان ببرید

مرا به خانه زهرای مهربان ببرید

به خاکبوسی آن قبر بی نشان ببرید

اگر نشانی شهر مدینه را بلدید

کبوتر دل ما را به آشیان ببرید

مرا اگر شَوَم از دست برنگردانید

به روی دست بگیرید و بی امان ببرید

کجاست آن جگر شرحه شرحه تا که مرا

به سوی سنگ مزارش، کشان کشان ببرید

مراکه مِهر بقیع است در دلم چه شود؟

اگر به جانب آن چار کهکشان ببرید

نه اشتیاق به گُل دارم و نه میل بهار

مرا به غربت آن هیجده خزان ببرید

کسی صدای مرا در زمین نمی شنود

فرشته ها! سخنم را به آسمان ببرید

***افشین علاء***

دست من و عنایت و لطف و عطای فاطمه

دست من و عنایت و لطف و عطای فاطمه

قلب من و مَحبَّت و مهر و ولای فاطمه

طبع من و قصیده ی مدح و ثنای فاطمه

جرم من و شفاعت روز جزای فاطمه

به بذل دست فاطمه، به خاک پای فاطمه

منم گدای فاطمه، منم گدای فاطمه

رشته مهر فاطمه سوی خدا کَشد مرا

دل به ولاش داده ام تا به کجا کشد مرا

گر به زمین زند مرا ور به سما کشد مرا

درد اگر عطا کند یا به بلا کُشَد مرا

پای برون نمی نهم، از سر کوی فاطمه

وا نشود لبم مگر، به گفتگوی فاطمه

مهر و محبتش بود طینت من سرشت من

ز دوستیش آبرو داده به روی زشت من

روضه بی چراغ او مینوی من بهشت من

شکر خدا که گشته این قسمت و سرنوشت من

سنگ محبت وِرا بر سر و سینه می زنم

به یاد خاک قبر او داد مدینه می زنم

مرغک طبع من شده طوطی او هزار او

کبوتر دلم زند پر به سوی مزار او

قلب شکسته ام بود در همه حال، زار او

شفا گرفت چشم من ز خاک ره گذار او

خانه کوچکش بود کعبه آرزوی من

از آن خوشم که فضه اش نظر کند به سوی

من رشته چادرش

1 تا 25