next
مطالعه کتاب فصلنامه اشارات - شماره 98
فهرست کتاب
مشخصات کتاب


مورد علاقه:
0

دانلود کتاب


مشاهده صفحه کامل دانلود

فصلنامه اشارات - شماره 98

مشخصات کتاب

اشارات98

عنوان و نام پدیدآور:اشارات[پیایند: مجله]

مشخصات نشر:قم؛ تهران؛ مشهد: مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما، 1384 -

فاصله انتشار:ماهانه

شاپا:1735-7403

شاپای اشتباه:1735-7402

یادداشت:این نشریه در بعضی از شماره ها با توجه به ایام خاص با عنوان "اشارات ایام" منتشر می شود.

یادداشت:صاحب امتیاز: اداره کل پژوهش های اسلامی رسانه

مدیرمسئول: داوود رجبی نیا

سردبیر: علی حسینی ایمنی

مدیرمسئول دوره جدید: علیرضا رنجبر

عنوان دیگر:اشارات ایام

موضوع:ادبیات فارسی -- نشریات ادواری

ادبیات فارسی-- قرن14--نشریات ادواری

اسلام و ادبیات-- نشریات ادواری

شناسه افزوده:رجبی نیا، داود، 1347 -، مدیر مسئول

حسینی ایمنی، سیدعلی، 1351 -، سردبیر

شناسه افزوده:صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران. مرکز پژوهشهای اسلامی

رده بندی کنگره:PIR4001

رده بندی د...:906205/0فا8

شماره کتابشناسی ملی:1304711

دسترسی و محل الکترونیکی:Esharat@IRIB.ir

زبان متن نوشتاری یا گفتاری و مانند آن:فارسی

ص: 1

زمزمه های آسمانی

اذان باد/محبوبه زارع

باد، اذان تو را در گوش برگ ها آواز می خواند و شاخه ها از شکوه حجم این آواز، به هر سو در سماعی رها، غرق می شوند. آن گاه، ریشه ها، چنگ در سینه زمین فرو می برند تا مگر مخاطبی در برابر این عظمت پایدار، بیابند. افسوس که ادراک وجود تو، نه کار هر موجودی است!

کاش که این فاصله را کم کنم!

ای روشنای محض! آیا صدا زدن تو، اعترافی عاجزانه نیست، بر اینکه هنوز بین من و تو، فاصله ها حاکم است و جدایی ها، مستولی؟!

دوست داشتم حلاج ترین ادعاها را در تار و پود ایمان خود رشد می دادم و «انا الحق»ترین احساس ها را در باور زمین، به شگفت وامی داشتم؛ تا شاید گوشه ای از ابهامات درونم را از گستره عرفان تو، به ورطه پاسخ می کشاندم!

در ما چه دیده ای

چیزی نمی یابم که آن را از تو خواسته باشم و عطایم نکرده باشی! صدایی نمی شنوم که از حنجره نیاز برخاسته باشد و بی پاسخش گذاشته باشی!

مهربانا! در بضاعتِ هیچِ ما چه دیده ای که دست از ما نمی کشی؟! تو منتهای خوبی و رأفت بوده ای و ما هنوز هم در ابتدای بندگی ات قدم ننهاده ایم!

بی تو، هیچیم

خورشید، برگی از کتاب کرامت توست که هر روزه، بر سفره نیاز زمین می گشایی اش. سوگند به پرتوهای رحمتت که بی دلالت تو، چشمان ما را یارای تشخیص راه از چاه نیست؛ پس ای

1 تا 121